به گزارش خبرگزاری حوزه، حجت الاسلام والمسلمین ناصر رفیعی در سخنرانی شب اول محرم ۱۴۰۵ در مسجد مقدس جمکران به موضوع «روایتهای پیش از عاشورا از سرزمین کربلا» پرداخت که تقدیم شما فرهیختگان می شود.

حلول ماه محرم، ماه عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و فرزندان و یاران ایشان را تسلیت عرض میکنیم. امسال اولین محرمی است که بدون حضور رهبر شهیدمان برگزار میشود. یاد و خاطره آن عزیز سفرکرده و فرماندهان و مردم و عزیزانی که در این حوادث به شهادت رسیدند را گرامی میداریم. همین ابتدای منبر دعا میکنم که إنشاءالله رهبر شهیدمان و شهدای جنگ رمضان (جنگ دوازدهروزه) و سایر شهدا، امشب مهمان سفره اباعبدالله علیه السلام باشند.
موضوع کربلا، موضوعی مهم و مطرح است. مرحوم مجلسی در بحارالانوار بابی را تحت عنوان «اطلاع از کربلا و عاشورا قبل از اسلام» آورده است. در آن باب حدود چهل روایت از انبیای الهی نقل شده که گویای اطلاع آنان از کربلاست. یک یا دو روایت را برای شما بیان میکنم:
روایت اول: حضرت ابراهیم علیه السلام
ایشان از سرزمین کربلا عبور میکرد. حضرت ابراهیم در بابل (که در عراق واقع است) بود و سوار بر اسب حرکت میکرد. ناگهان پای اسبش گیر کرد و ایشان بر زمین افتاد. در روایات آمده است که مؤمنان و انسانهای خوب، زمانی که گناهی مرتکب میشوند، گاه کفاره آن این است که پایشان به سنگی برخورد کند یا حادثهای برایشان رخ دهد تا گناهشان پاک شود. قرآن نیز میفرماید: «وَلَنُذِیقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَیٰ دُونَ الْعَذَابِ الْأَکْبَرِ». خداوند گاهی عذابی خفیف در این دنیا — مانند بیماری — برای انسانهای خوب قرار میدهد تا پاک گردند. حضرت ابراهیم نیز گمان کرد خطایی از او سر زده و از خداوند استغفار کرد. خداوند فرمود: «نه، اینجا جایی است که خاتم الانبیا در آن کشته میشود. تو از اسب به زمین افتادی زیرا اینجا محل شهادت فرزند پیامبر آخرالزمان است که از اسب بر زمین میافتد.»
این ماجرا حدود سه هزار سال قبل از اسلام رخ داده است.
روایت دوم: حضرت آدم علیه السلام
هنگامی که حضرت آدم و حوا از بهشت خارج شدند و بر کره زمین هبوط کردند، نخستین جایی که وارد شدند سرزمین مکه و عرفات بود و در آنجا به گناه خود اعتراف کردند و خداوند گناهشان را آمرزید. سپس به اذن الهی به سرزمین کربلا — که بیابانی بود — آمدند و در زمین میگشتند تا جایی مستقر شوند. هنگامی که به کربلا رسیدند، بیدلیل غم دلشان را گرفت (همانگونه که گاهی انسان بیسبب غصهدار میشود) و در همین حال پایشان به جایی گیر کرد و خون جاری شد. حضرت آدم از خداوند پرسید: «این چه سرزمینی است که هم غمگین میکند و هم پایم مجروح و خونآلود شد؟» خداوند فرمود: «اینجا سرزمینی است که یکی از فرزندانت به نام حسین در آن مظلومانه به شهادت میرسد: یُقْتَلُ فِی هٰذِهِ الْأَرْضِ مِنْ وُلْدِکَ الْحُسَیْنُ ظُلْمًا.»
اخبار بعد از اسلام و قبل از عاشورا:
روایت شده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله هرگاه امام حسین علیه السلام وارد میشد، ایشان را به خود میچسباند و میبوسید و گریه میکرد. روزی حضرت زهرا علیها السلام عرض کرد: «ای پدر! چرا حسین را میبوسی و گریه میکنی؟» خود امام حسین نیز پرسید: «ای پدر! چرا گریه میکنید؟» پیامبر فرمود: «یا بُنَیَّ! أُقَبِّلُ مَوْضِعَ السُّیُوفِ. تمام این بدنت را که میبوسم، جای شمشیر است». سپس فرمود که تو به شهادت میرسی و پدرت (امیرالمؤمنین) و برادرت (امام حسن) نیز شهید میشوند. امام حسین پرسید: «قبرهای ما از هم جداست؟ هر یک در شهری هستیم؟» پیامبر فرمود: «بله پسرم، قبور شما از یکدیگر فاصله دارد». سپس فرمود: «هرکس مرا، پدرت امیرالمؤمنین، برادرت امام حسن و تو را زیارت کند، از صدیقان امت من است».
داستان سوید بن غفلة و خالد بن عرفته:
سوید بن غفلة از جمله کسانی است که درباره صحابی بودنش اختلاف است؛ زیرا برخی معتقدند صحابی کسی است که پیامبر را در زمان حیات دیده باشد، در حالی که سوید، جنازه پیامبر را دیده است. او نقل میکند: «خدمت امیرالمؤمنین در مسجد نشسته بودم که شخصی آمد و فریاد زد: «ای مردم! خالد بن عرفته از دنیا رفت». امیرالمؤمنین فرمود: «خالد نمرده است؛ زنده است و روزی در حالی که سر حسین من بر بالای نیزه است، او آن سر را به مسجد کوفه میآورد و حبیب بن جمازم نیز در آن لشکر حضور دارد». حبیب بن جمازم برخاست و عرض کرد: «یا امیرالمؤمنین! خدا نکند که من در لشکر دشمن حسین باشم». سوید میگوید: «به خدا قسم سالها بعد، همین صحنه را با چشم خود دیدم که خالد بن عرفته با سر مطهر امام حسین وارد مسجد کوفه شد و حبیب بن جمازم نیز در میان آنان بود».
گزارش ابن عباس و هرثمه از کربلا:
ابن عباس و هرثمه (که از شیعیان نبود اما در لشکر حضرت علی بود) نقل میکنند: «پس از پایان جنگ صفین (سال ۳۸ هجری) و جریان حکمیت، در بازگشت به سرزمین کربلا رسیدیم. امیرالمؤمنین در آن سرزمین نشست و گریه کرد و مشتی از خاک برداشت و بو کرد و فرمود: «واهًا لَکِ أَیَّتُهَا التَّرْبَةُ! خوشا به حال تو! روزی از روی تو انسانهایی برمیخیزند که نظیر ندارند». هرثمه میگوید: «بیست و سه سال بعد، آن صحنه را با چشم خود دیدم».
سخن پایانی:
موضوع شهادت اباعبدالله علیه السلام را از دو منظر میتوان بررسی کرد: اخبار قبل از شهادت (مانند حضرت آدم، حضرت ابراهیم، پیامبر اکرم و امیرالمؤمنین) و اخبار بعد از شهادت. امشب، شب اول محرم، بخشی از روایت ریان بن شبیب را برای شما میخوانم. از فردا شب، هر شب یک سخن از امام حسین علیه السلام — از خطبهها و نامههای ایشان — نقل کرده و پیام آن را بیان خواهم کرد. مکتب امام حسین، مکتب تطهیر، تحول، عفت، حیاء و انسانسازی است. رهبر شهید ما فرمودند: «کربلا صدها بلکه هزاران درس دارد که باید برای مردم گفته شود».
برخی میگویند: «چرا کربلا را اینقدر تکرار میکنیم؟» قرآن کریم در سوره هود، آیه ۱۲۰ پاسخ میدهد: «وَکُلًّا نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبَاءِ الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَکَ». خداوند میفرماید: «ما قصههای انبیا را برای تو بازگو میکنیم تا دلت محکم و قوی شود». دانستن اینکه نوح ۹۵۰ سال مسخره شد، یا زکریا را میان درخت اره کردند، تحمل سختیها را آسان میکند. مولوی نیز فرموده: «هست اندر صورت هر قصهای / خردهبینان را ز معنا حصهای».
توصیههایی برای اول محرم:
۱. صدقه بدهید.
۲. نماز اول ماه بخوانید.
۳. اگر توفیق زیارت عاشورا ندارید، هر روز صبح زیر آسمان سه مرتبه بگویید: «صلی الله علیک یا اباعبدالله».
ائمه ما از ابتدای محرم حرمت این ماه را نگه میداشتند. امام رضا علیه السلام فرمود: «هرگاه ماه محرم فرا میرسید، پدرم امام کاظم را خندان نمیدیدم».
ریان بن شبیب میگوید: روز اول محرم خدمت امام رضا رسیدم. حضرت فرمود: «آیا روزهای؟» گفتم: «نه». فرمود: «میدانی امروز چه روزی است؟ امروز روزی است که حضرت زکریا از خداوند فرزند خواست و خداوند به او حضرت یحیی را عطا کرد». پس فردا روز اجابت دعاست.
سپس فرمود: «ای پسر شبیب! محرم ماهی است که اهل جاهلیت در آن جنگ را حرام میدانستند، اما مسلمانان در این ماه با حسین من جنگیدند». سپس فرمود: «اگر میخواهی برای مصیبتی گریه کنی، برای حسین گریه کن؛ زیرا او را همانگونه سر بریدند که کافران قربانی میکنند».
فرمود: «ای پسر شبیب! اگر میخواهی خدا را پاک و بیگناه ملاقات کنی، قبر اباعبدالله را زیارت کن». و نیز فرمود: «اگر میخواهی در ثواب شهدای کربلا شریک باشی، هرگاه نام حسین و اصحابش را شنیدی، بگو: «یا لَیتَنِی کُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزًا عَظِیمًا». و اگر میخواهی در درجات عالی با ما باشی، به اندوه ما اندوهگین و به شادی ما شاد باش».
برای دانلود فایل صوتی اینجا را کلیک کنید










نظر شما